تبليغاتX
پاتوق
وبلاگ گروهی خبرنگاران

اين چند روزه كلي از دم و دستگاه ورزش و شهرداری و جاده سازی و قالیباف و علی آبادی و بقیه آدما(!!) لجم گرفته .... نمي دونم چقدر خبرهاي ورزشي رو دنبال مي كنيد ... رد شدن اتوبان كردستان از وسط مجموعه ورزشي انقلاب كه در واقع مجهزترين مجموعه ورزشي كشوره به نظر من كه اصلا مسئله كوچيكي نيست ... انگار باز هم همون قضيه "سالي يه استاديوم"ه !!! نه كه سالي يه ورزشگاه مي سازيم يكي از يكي مجهزتر و شيك تر اينه كه مي خوايم از وسط اين يكي اتوبان رد كنيم ...فقط مشکل اینجاس که اين طوري زمينهاي تنيس و سالن اسكواش خراب مي شن و حريم ورزشگاه هم به هم مي خوره ... اصلا  بذاريد يه جور دیگه بگم كه همتون متوجه قضيه بشيد ...

 پارسال اين موقع مهرعليزاده رئيس سازمان تربيت بدني بود .. رئيس جمهور محبوبتون هم شهردار ... البته اين آقا همين طور كه الان به سياست خارجي و داخلي گند ميزنه اون موقع هم تو شهرداري به اين امر خطير اشتغال داشته ... تصميم مي گيرن براي ساخت ادامه اتوبان كردستان به سمت اتوبان چمران سمت شرقي مجموعه ورزشي انقلاب رو خراب كنن ... طبق اين طرح هوشمندانه 6 زمين تنيس و سالن اسكواش كاملا تخريب مي شد ... چيز كمي نيست.... استثنائا ما چيزي داريم كه حتي كشورهاي صاحب قدرت تنيس هم ندارن .. اون هم مجموعه 6 زمين تنيسه كه همشون حالت استاديومي دارن و طوري مهندسي شدن كه اگه تو كوريدور يكي از آنها وايسين مي تونين همزمان بازي 4 زمين اطراف رو هم ببينين!!! خيلي ها تنها دليلي كه تنيس ايران اين سالها ميزبان مسابقات بزرگي مثل فيوچرز، چلنجر، ديويس و ستارگان جهان بوده را همين مجموعه استاديوم هاي بي نظيرش مي دونن ... اما مهم نيست؛ اين مجموعه منحصر به فرد به جا مانده از زمان طاغوته و همان بهتر كه خراب شه ... خلاصه مدير مجموعه انقلاب كه داشته از نگراني و غصه دغ ( دق؟ ) مي كرده دست به دامن مهرعليزاده مي شه و اونها هم احمدي نژاد رو يه روز ميارن مجموعه تا بلكه متوجه بشه كه چي رو داره خراب مي كنه ... ظاهرا اون روز يه روز استثنائي بوده و شهردار محترم حرف حسابي رو مي فهميده!!!  دستور مي دن طرح به صورت زيرگذر اجرا بشه .. خيال همه راحت شد تا امسال كه ديگه رئيس سازمان تربيت بدني هم واسه خودش يه پا جاده سازه !!! پريروز كه رفتم مجموعه در جنوبي رو بسته بودن .. خاك برداري تا اون پشت اومده بود ... همه جا گل و شل ... مدير مجموعه عصباني ... فدراسيون تنيس عزادار ... تقريبا همه چيز تموم شده اس .. اگر هم  تا حالا بولدوزرها نيومدن تو مجموعه به خاطر برف و بارون شديده ...

"اشكان شكوفي" رو مي شناسين؟ ملي پوش تنيسه ... ديروز اومد دفتر روزنامه تا يه سي دي بهم بده ... هنوز از شدت ضربه بيرون نيومده بود .. يه جوري منگ بود ... بهم گفت: اين كار خيانته  ...

 

امضا: نهال 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384ساعت 8:31  توسط خبرنگاران  | 

يش فروش بليطهاي تئاتر قرار بود امروز در ساعت هاي 10 و 15 انجام شود. كساني كه ساعت 10 در گيشه تئاتر شهر حضور پيدا كردند,شايد مي توانستند بليطهاي مورد نظر خود را خريداري كنند. ولي در اين مملكت كه هركس براي خودش,شاه است مسلما با برنامه ريزي نمي توان زندگي كرد.

كساني كه كمي ديرتر از ساعت 10 مراجعه كردند ناباورانه فهميدند كه فروش بليطها به پايان رسيده است.برخي گيشه را ترك كردند و برخي به اميد ساعت 15 در سرماي زمستان ايستادند. مسئول فروش بليط گيشه كه نمي خواست آنجا شلوغ شود گفت بليط تمام شده و اينجا را ترك كنيد ولي چون اين ترفند هميشگي آنها براي خلوت كردن محوطه است,برخي از علاقمندان ايستادند.ساعت 15 شد و مسئول فروش لج كرد و گفت:"نمي خواهم بليط بفروشم,برويد هركاري دوست داريد بكيند." او مي گفت:با دبيرخانه هماهنگ نشده است. در صورتي كه مدير روابط عمومی جشنواره خودش اعلام كرده بود كه پيش فروش در دو نوبت صورت مي گيرد.

به هرحال به خاطر عدم نظارت بر كارمندان پايين دست,كساني كه ساعتها در هواي سرد به اميد خريد بليط ايستاده بودند,دست خالي برگشتند. شخصي مي گفت:شايد اون فروشنده مي خواهد بليطها را در بازار سياه به چند برابر قيمت بفروشد!

 امضا: مرجان

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1384ساعت 21:20  توسط خبرنگاران  | 

چهل شب گذشت...چهل شب که دوستاو و .همکارامون رفتن زیر خاک...اونم به خاطر ندانم کاریای  مسئولانی که مسئول هستن اما مسئولیت پذیر نیستن!...آدمن اما جون آدما واسشون ارزشی نداره!

حتما میگین بازم سعید شمس غر زد...باز ناله زد و بازمایه دیگه...

آخه می دونین؟ زورم میاد به خدا...ما روزنامه نگاریم و باید خواسته های مردمو به مسئولین بگیم...پس این وسط خواسته خودمون چی میشه؟ اینیکه می خواهیم باعث و بانی مرگ خبرنگارا مشخص بشه چیز زیادیه؟

می دونین چیه؟ بعضی وقتا احساس می کنم آدمایه کوچیکی شدیم ما خبرنگارا !!! بهتون بر نخوره...راس میگم ...ما چیکار کردیم واسه پاسخ گو کردن مسئولینی که باید در مورد این ضایعه جواب میدادن.

یعنی راستی راستی نمی شد پی گیری کرد؟ نمی شد اعتراض شدیدتری کرد؟

شاید بگین " ای بابا! کی حرفایه مارو گوش می کنه" اما حداقل پبش وجدان خودمون سر بلند بودیم...

نوشته: سعید شمس (مدادهای شکسته)

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت 21:20  توسط خبرنگاران  | 

الان ساعت یک و سی دقیقه نصف شبه...حتما میگین ...خب! چیکار کنیم...

بهتون میگم...الان تو روزنامه ای هستم که ۴ شمارش در اومده و داریم واسه شماره پنج کار می کنیم...حتما بازم میگین...خب! چیکار کنیم...

می دونین چیه؟ این روزنامه هنوز تحریريه نداره (اون اتفاقی مهمی که تو مدادهای شکسته نوشته بودم به این مساله ربط داره)

بچه ها! مي بينين روزنامه ها به چه روزي افتادن؟ آدم دلش مي سوزه به خدا...

يادش بخير...يه زمون مهم بود روزنامه خوب در آوردن...حالا كيفيت تنها چيزيه كه فكر نمي كنن بهش...حالا ما مونديم و يه سري آدمي كه فقط دنبال پول و رانتن تو مطبوعات...هيشكي به فكر كار خوب نيست...

حالا چيكار كنيم تو اين فضا ؟

بريم از اين مثلا مطبوعات... يا اينكه بمونيم بجنگيم...اگه بمونيم كسي حاضر ميشه گوش بده به حرفامون...

راستي بچه ها! چيكار كنيم ؟ اصلا چيكار مي تونيم بكنيم؟

نوشته: سعید شمس (مدادهای شکسته)

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت 2:6  توسط خبرنگاران  | 

برگزاري جشنواره موسيقي امسال با مشكلات و ناهماهنگي هاي زيادي برگزار شده است. هرچند كه اين جشنواره در سالهاي پيش نيز ضعف هاي زيادي داشته اما حساسيت ها و به دنبال آن برخوردها در جشنواره بيست و يكم نمود بشتري پيدا كرده است.

از برخوردهايي كه در اين جشنواره ايجاد شده,مي توان به اعتراض و دعواي خواننده پيشكسوت زنان "خاطره پروانه" در برنامه امروز گروه "ياران" در تالار وحدت اشاره كرد. خاطره پروانه كه بيش از 60 سال از عمر خود را مي گذراند و از جمله خوانندگاني است كه در كنار "حسين دهلوي" در وزارت فرهنگ سابق كار مي كرده,امروز برنامه خود را با ياد خبرنگاراني آغاز كرد كه در سانحه هوايي c-130 كشته شدند.

او در انتهاي برنامه خود به حاضران پيشنهاد كرد كه براي دو قطعه آخر مي توانند كف بزنند.اين پيشنهاد به مذاق چند زن چادري كه در تالار حضور داشتند,خوش نيامد و اعتراض آنان را بلند كرد.پروانه در پي صحبت "افليا پرتو" سرپرست گروه كار خود را ادامه داد و ساير زنان حاضر كه ملزم به رعايت حجاب در اجراي موسيقي بانوان نيستند,بيشتر او را تشويق كردند. همواره در تمام اجراهاي گروه ياران پس از اتمام برنامه نوشته شده آنها و پس از تشويق و خواست حاضران اين گروه قطعه ديگري را به احترام آنها اجرا مي كنند.اما اين بار مجري برنامه از اجراي قطعه اي ديگر جلوگيري كرد كه همين امر اعتراض و شكوه خاطره پروانه را بلند كرد.

او كه تهديد مي كرد ديگر در هيچ جشنواره اي حضور نخواهد يافت,مي گفت:چرا بايد برنامه ام را زودتر از موقع تمام كنم كه گروههاي خارجي اجرا دارند؟ چرا به من پيشكسوت موسيقي احترام نمي گذاريد و ... او به مديريت مركز موسيقي نيز اعتراض داشت.در پايان هنگام تشكر از عوامل برگزاري جشنواره توسط مجري,حاضران به جاي تشويق آنها را "هو" مي كردند. هر روز ساعت 19 در تالار وحدت گروههاي خارجي اجرا دارند.

امضا:مرجان

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم دی 1384ساعت 21:19  توسط خبرنگاران  | 

یادش بخیر حرمتی داشتیم ما خبرنگارا...اجر و قربی داشتیم تو تحریریه.

امروز تا رسیدم تحریریه ایسکانیوز خشکم زد از تعجب...کامپیوترامونو جاهاشونو عوض کرده بودن تا دوربینایه رییس خبرگزاری ببینه چیکار می کنیم!!! (آخه می دونین؟ تو دفتر خبرگزاری دوربین کار گذاشتن) تا آقای رییس بدونه چه سایتایی رو باز می کنیمو خلاصه تو اینترنت چیکار می کنیم...خلاصه سرتونو درد نیارم...آقای رییس که احتمالا خبرگزاری ایسکاینوز اولین جای مطبوعاتی که دیده سعی می کنه مارو از انحرافات اخلاقی دور کنه!!!

نمی دونم چه سیستمی به این آقا و امثالش اجازه میده با خبرنگارا اینطوری رفتار کنن؟ اصلا کجای دنیا حاضر می شن با شعور آدما به این راحتی بازی کنن؟

تا کی باید بی احترامی اونم از جانب آدمایی که ماهیتشون واسه همه مشخصه تحمل کنیم؟ چرا با ما اینجوری تا می کنن؟ بریم دلالی کنیم خوبه؟ بریم تو کار تکثیر سی دی های مستهجن و یه روزه اندازه یه ماه در آمد داشته باشیم خوبه؟

نه...ما با این کارا پا پس نمی کشیم...بزارین هر کاری می کنن بکنن...

آخه می دونین چیه؟ ما عاشق خبرنگاری هستیم.

نوشته : سعید شمس (مدادهای شکسته)

راستی! از پاتوقی ها ممنونم که منو تو جمعشون پذیرفتن...مرسی بچه ها.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1384ساعت 22:46  توسط خبرنگاران  | 

پول بيد؟؟بودجه عمومي كشور در سال 1385 اولين بودجه اي است كه دولت نهم در اختيار دارد و به نظر مي رسد در راستاي دستيابي به اهداف خرافي خود مي تواند استفاده بهينه اي از بودجه برد!!

تعجب نكنيد.. وقتي هيچ چيز در يك مملكت روي اصول بنا نشده باشد شما هيچ گاه نمي توانيد ادعا كنيد مسئله قابل تغييري چون بودجه مي تواند روي اصول و مبناي خاصي طرح ريزي شود.. البته مبلغ بودجه عمومي آنقدرها هم كم نيست كه نشود دل برخي سازمانها و وزارتخانه ها را به دست آورد ولي بي گمان در تدوين بودجه امسال خرق عادت هاي شگفتي به وقوع خواهد پيوست.

يكي از ابتدايي ترين خرق عادتها تنظيم لايحه بودجه بر مبناي نفت 40 دلاري است در حالي كه تا سال گذشته قيمت نفت در بودجه به ازاي هر بشكه حداكثر 23 يا 24 دلار پيش بيني مي شد..

البته رشد صعودي قيمت نفت در ماههاي گذشته به حدي بوده است كه تصور كنيم شايد اين مبلغ تا پايان سال آتي افزايش هم بيابد.. ولي اينگونه بي گدار به آب زدن يعني اينكه به محض كوچكترين اتفاقي (كه خدا بخواد اصلا در جامعه ما رخ نمي دهد و همه چيز سر جاي خودش است و همه كس هم حرف حساب مي زند) همه برنامه ريزي ها نقش بر آب مي شود... آن وقت اين مردم بيچاره هستند كه با رشد صد در صدي تورم مواجه مي شوند و بايد براي لقمه اي نان هر روز و هر روز بيشتر در منجلاب فرو روند... اين هم از كرامات دولت مهرورزي است ...

نكته جالبي كه درباره بودجه وجود دارد تخصيص بخش قابل توجهي از آن براي مصارف "ديني" است... دو روز قبل با خادم نماينده مجلس گفت و گو داشتم.. درباره بودجه بخش فرهنگ بود و او گفت كه بودجه فرهنگي رشد داشته ضمن اينكه بخش قابل توجهي از اين بودجه به موضوعات ديني اختصاص يافته است.. پرسيدم "اينكه بودجه بخش ديني افزايش يافته يعني از بودجه بخش هاي ديگر كاسته شده يا رديف جديدي براي بخش ديني درنظر گرفته شده؟" اظهار بي اطلاعي كرد و در پاسخ به سوال بعدي كه "آيا همچون سال گذشته كه بخش اعظمي از بودجه فرهنگي به سفرهاي راهيان نور اختصاص يافت برنامه ريزي شده يانه؟" گفت: احمدي نژاده ديگه.. كاريش هم نميشه كرد!! خودش داره تصميم مي گيره...

از طرف ديگه بعضي از نماينده هاي عضو كميسيون فرهنگي مجلس از اين آقاي مشايي رئيس سازمان ميراث فرهنگي خيلي شاكي هستند كه طرف از وقتي رئيس شده همش توي سفرهاي خارجي بوده و هنوز حتي فرصت نكرده مديران مياني رو تعويض يا ابقا كنه و هنوز مبلغ بالايي از بودجه سال گذشته را نتونسته به مصرف برساند... اين هم از مديران زحمتكش دولت نهم...

راستي يه خبر ديگه كه البته حتما اون رو شنيديد: مي دونيد كه اصفهان به عنوان پايتخت فرهنگي جهان اسلام انتخاب شده و امروز كليد طلايي به شهدار اين شهر اعطا ميشه.. و حتما اين رو هم مي دونيد كه شهر قزوين از سوي يونسكو به عنوان پايتخت تاريخي و فرهنگي ايران انتخاب شده.. حالا اينا هيچ.. احمدي نژاد هم رسما اعلام كرده كه جمكران پايتخت فرهنگي ايرانه و به هيچ صراطي هم مستقيم نميشه... ديروز توي مجلس اين موضوع رو به افروغ گفتيم.. اونم بعد از اينكه كلي خنديد گفت خوب عيبي نداره اين بنده خدا نظر خودش رو گفته... ازش پرسيديم آخه اين كارها يعني چي؟؟ بالاخره جمكران يا قزوين؟؟ كلي خنديد و گفت.. والله اگر از من بپرسيد.. من چون شيرازي هستم مي گم اصلا شيراز!!

 

ببخشيد يه خورده خبرا فرهنگي بود... خواستم فعلا سياسي بازي درنياريم...

 

امضا: احسانه

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1384ساعت 14:15  توسط خبرنگاران  | 

از وقتي كه فقط ورزش بانوان مي نوشتم مدتها مي گذره ... اون موقع يه جوجه خبرنگار بودم كه يه كله پر از باد داشت !!! روزنامه  خبرورزشي بهم يه تيكه جا داده بود كه هر روز واسه دل خودم پرش مي كردم ... الان قضيه يه كم فرق كرده ... قراره به زودي يك صفحه كامل تو روزنامه حيات نو در بيارم .. يه صفحه كامل از دختراني كه ورزش مي كنند اما هنوز به چشم جنس دوم ديده مي شن ... جودوكاراي كه به خاطر به هم ريختن فرم لباسشون تو مسابقه نمي تونن از ايران خارج شن ... سواركارايي كه به خاطر مدل نشستن روي اسب از ديد مردها پنهون نگه داشته مي شن ... شمشيربازايي كه مجبورن با يه دامن روي شلوار مبارزه كنن ... موتورسوارايي كه راهنمايي راننندگي بهشون گواهي نامه نمي ده ... تيراندازايي كه به خاطر مشكلات حراستي طرد ميشن و خيلي هاي ديگه ....

نوشتن از ورزش بانوان تو ايران كار ساده اي نيست چون  ما اصلا ورزش بانوان نداريم. هر چي هست يك سري فعاليت كاملا آماتوره كه هيچ حرفي براي گفتن نداره. شما بگيد مگه  توي صندوق و پستو هم مي شه ورزش كرد؟ تا وقتي يك سري آدم هستن كه آستين كوتاه دونده ها رو دليل برباد رفتن آبروي اسلام و ايران بدونن، ما كجاي ورزش قهرماني وايميستيم؟ هنوز منتظريم يه استاديوم مخصوص خانوما بسازيم كه از 100 كيلومتريش يه كلاغ نر هم پرواز نكنه تا اولين مسابقه فوتبال دخترها برگزار شه ... نه كه تو اين چند سال، سالي يه دونه "استاديوم مردونه" ساختيم؛ يه زنونه هم روش !!!  

براتون مهم نيست. مگه نه ؟ كي از اقتصاد ورزش چيزي مي دونه؟ كي خبر داره كه اين روزا تو دنيا چه پولي از زمين هاي ورزشي در ميارن؟ چند نفرتون خبر داريد كه حتي خيلي از تيم هاي مردان ما يه سري از مسابقات خارجي رو دست مي دن اونم فقط به خاطر اينكه حضور تيم زنان هم اجباريه؟

كاش حداقل براي شما كه چيزي سرتون ميشه مهم باشه ... ورزش ديگه فقط بازي و سرگرمي نيست ...  

 

امضا: نهال

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1384ساعت 18:37  توسط خبرنگاران  | 

آقا من دلم گرفته مي‌خوام از جايي كه كار مي‌كنم بذارم برم اما همه مي‌گن نه كار گير نمي‌ياد همين جا بمون اما دلم لك زده براي گوشه آشپزخونه نشستن و سبزي پاك كردن .....

رانت خبري كه گفته بودم يه جور ديگري داره حالم رو مي گيره به قول بعضي ها خبرگزاري مون داره متحول مي شه اما همه ما خبرنگارا مي دونن كه وقتي بيه سردبير جديد مي ياد يعني خبرنگاراي قبلي بايد برن جايي كه عرب ني انداخت يعني دنبال نخود سياه يا همون گوشه خونه نشستن و سبزي پاك كردن... چون هر كي كه بياد آدم‌هاي خودش رو مياره واسش هم مهم نيست كه تو كار بلدي يا نيستي چون غير خودي هستي و اگه بفهمي همين گناه براي اخراج غير رسمي تو كافيه ...

اگه هم نري متهم مي شي به آدم فروشي و آنقدر عرصه به تو تنگ مي‌شه كه مجبور مي‌شي خود كوله بارت رو جمع كني.... به نظر شما توي اين دوره زمونه پول درآوردن مهم تره يا با علاقه كار كردن .....

امضا: ليلا

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت 16:11  توسط خبرنگاران  | 

 

قراره منم اینجا بنویسم ...  یه خبرنگار ورزشی وسط این همه آدم سیاسی ... برای من الکی کلاس نذارید که سرتونو می شکنم ... اصلا کی گفته ورزشی ها کم دارن از بقیه؟

حالا درسته خبرنگارای سیاسی رو می دزدن .. کتک می زنن .. خیلی هاشون هم کلی گوشه زندون اب خونک می خورن اما ما هم کم کتک نخوردیم ... تازه درافتادن با یه سری آدم لمپن و لات کار هر کسی نیست .. شماها خودتون مدام با وزیر وکیل طرفید فکر می کنید همه آدم حسابی ان که حرف سرشون بشه ..

همه اینا به کنار .. یکی از آدم حسابی های ورزشی دیروز اومد تهدیدم کنه .. می دونید چی گفت؟ گفت اگه فردا اومدن انداختنت تو کیسه نگی چراها !!!!!

(حال اومدین تهدیدو ؟؟؟ طرف نایب رئیس فدراسیونه .. حالا بگید ورزشی کار کردن آسونه)

امضا: نهال

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم دی 1384ساعت 19:19  توسط خبرنگاران  | 

سردبیر استانی یکی از خبرگزاری های اسم و رسم دارد هفته گذشته برکنار شد ، علتش چی بود؟

این بنده خدا که استاد دانشگاه هم بود چند هفته ای بود که با کمبود سوژه مواجه شده بود و به همین دلیل هی با خودش مصاحبه می کرد و به عنوان مصاحبه اختصاصی با دکتر م خبر تولید می کرد!

جالب اینجاست که ایشون در تمام زمینه ها هم صاحب نظر تشریف دارند!

 

امضاء : بهروز

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1384ساعت 17:15  توسط خبرنگاران  | 

گفته بودم که می خوام یه سوزن به خودمون بزنم که فردا جوال دوز زدن کار آسونی باشه:

برداشت اول

۱۷ مرداد روز خبرنگار....

بانک ملی خبرنگاران حوزه بانک و بیمه رو به باشگاه اش دعوت کرده حدود ۷۰ تا ۸۰ نفر می شن به نظر خیلی هستن چون ما این همه که روز نامه نداریم ولی خوب چه می شه کرد....

من احتمالا کوچولوترین خبرنگاری هستم که اونجا حضور دارم چون هم تازه سه ماه تو حوزه بانک و بیمه کار می کنم و هم سنم از همه کمتره احتمالا که نه حتما منو ریز می بینن و بهم می گن جوجه فنچ....

من که از رو نرفتم ، نشستم سر میز یه عالمه به قول خودشون قالتاق و حرفه ای که شوخی هاشون بوی پول می داد: " فهمیدی علیرضا با بانک فلان بسته؟؟؟ یکی نیست بهش بگه تو که بلد نیستی خبر تبلیغاتی کار کنی اینجا چی کار می کنی؟؟؟"

یکی از راه رسید ... دوستان کم مونده بودن بکشنش... حالا دیگه تنها تنها می خوری اطلاعیه بانک ---- رو چرا به ما نگفتی؟؟؟؟ بدبخت پول ندیده  خوبه ما بهت کار خبری حرفه ای توی بانک و بیمه رو یادت دادیم...

بدبخت مثلا اینکه بدجور زیرآبی رفته بود و دورشون زده بود که شاکی بودن .. به این می گن خبرنگاری حرفه ای.

از یکی شون پرسیدم که این کارها یعنی چی که سر آگهی گرفتن و خبر تبلیغاتی زدن خین و خین ریزی راه می ندازین ؟ بهم گفتن: ببین ما یک باندهستیم می فهمی یعنی چی؟؟؟ با هم قرار گذاشتیم که با هم جلو بریم هیچ کس حق نداره اون یکی رو دور بزنه .

پرسیدم: پس خبر منفی از بانکها رو چه جور کار می کنین؟؟؟ جوابم رو داد: بانکها که خبر منفی نداره کلی گل و بلبله مگه نه؟؟؟ و همکاران خبرنگار همه باهم تاییدش کردن .

اون یکی گفت: تو که تازه وارد این کار شدی باید بدونی که فقط اگر مدیرعاملی خودش سوتی داد باید یه کم به پاش پیچید چون ازت حساب ببره و باهات خوب حساب کنه؟

گفتم: خوب حساب کنه یعنی چی؟؟ گفتن: یعنی به موقع اش هوای تو رو داشته باشه

این هم یعنی وام خوب بهت بده و به قول امروزی ها خشکه حساب کنه.

آخر برنامه که شام صرف شد یکی از همینا برگشت به دیگری گفت: نکنه مثل پارسال بخوان سرویس چینی بدن. اگه خواستن بدن بهشون پس بدیم.

برنامه که تموم شد، از کادوی روز خبرنگار خبری نبود . یکی از خبرنگارا که همزمان تو روابط عمومی بانک هم فعالیت گسترده ای داشت، گفت: " قراره کادوها رو فردا بفرستن جوی در روزنامه، البته کسانی که توی یک سال گذشته فعالیت موثرتر و مستمرتری داشتن یه کادوی دیگه هم می گیرن."

فردای اون روز یک پاترول بزرگ اومد جلوی در اداره . پر از کادو بود آقاهه یکی روز از ماشین درآورد و به من داد. خونه که بازش کردم سرویس چینی بود. احتمالا هنوز آنقدر بزرگ نشدم که قالتاق باشم و کادوی اضافی هم برام بفرستن..

امضا:لیلا

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم دی 1384ساعت 10:59  توسط خبرنگاران  | 

خبر خبر!

در راستاي تخصصي شدن وظايف، به تازگي پليس موبايل هم در بخش‌هايي از تهران اجرايي شد...

پليس هاي موبايل موظف هستند كه موبايل‌هاي دوربين‌دار را وارسي كرده و هرگونه عكس‌هاي سياسي و مستهجن را حذف كنند...

نمونه هايي از اين حركات در شرق تهران و بخصوص  شمس آباد ديده شده است.

حذف انواع فايل‌هاي صوتي، فيلم‌ها و عكس‌هاي خانوادگي از ديگر وظايف تعريف شده براي پليس‌هاي موبايل است...

البته ما به آنها مي گوييم پليس اما همان لباس شخصي‌ها و بسيجي‌هاي خودمان هستند كه در راستاي ايجاد جامعه سالم موبايل‌ها را ميكروب‌زدايي و گندزدايي مي‌كنند.

امضاء: ليلا

+ نوشته شده در  شنبه سوم دی 1384ساعت 17:19  توسط خبرنگاران  | 

داستان جام جهاني هم براي خودش فلسفه اي دارد كه هيچ كس از آن سر در نمي ياره... اگر از درآمدهاي ميلياردي شركت هاي تبليغاتي و حجم گردش مالي و بحث هاي جانبي بگذريم به همين كشور خودمان ايران مي رسيم كه در همه كارها سرآمديم....

از وقتي قرعه كشي جام جهاني تمام شده و سهم هر كشور از بليت هاي بازي ها مشخص، شركت‌هاي فرصت طلب هم به دنبال فروش بيشتر محصولات خود مي‌دوند كه همه‌تان توي تلويزيون ديده‌ايد از پفك نمكي گرفته تا آب معدني و روغن ماشين و غيره...

اما جالب اينجاست كه اسامي براي صدور بليت هاي جام جهاني بايد تا ۱۲ بهمن ماه به سفارت آلمان در تهران تسليم شود - از آنجا هم كشور آنها مثل ما بي صاحب نيست، حتما بليت ها بر اساس نام منتشر مي شود وگرنه باطل! - اما زمان قرعه كشي اين شركت ها عموما تاريخي پس از ۱۲ بهمن انجام خواهد شد. مثلا شركت كاسترول تاريخ قرعه كشي خود را ۱۸ اسفند، پفيلا ۲۱ فروردين و ... اعلام كرده‌اند.

هر عقل سليمي متوجه مي شود كه همه اين قرعه كشي‌ها سر كاري است و پول به جيب زدن لابد خودشان مي‌روند و در ورزشگاه‌هاي مدرن آلمان صورتشان را به رنگ پرچم ايران رنگ مي‌كنند و هورا مي‌كشند .. حالا شما هي روغن موتور كاسترول بريزيد توي شكم ماشين نداشته‌تان...يا هي پفيلاي پنيري و كره اي بخوريد تا راهي بيمارستان شويد....

براي صحت اين امر شما را ارجاع مي‌دهم به خبر خبرگزاري ميراث فرهنگي با قرعه كشي به جام جهاني نرويد كه البته پس از آنكه موضوع براي همگان روشن شد، صداي خيلي ها و بخصوص مسئولان تورهاي ورزشي درآمد و با اصرار آنها تيتر خبر به "قرعه كشي جام جهاني ادامه دارد" تغيير يافت..

مسوولان كاسترول هم براي اينكه فروش ميليون‌شان تخته نشود گفته اند كه تيزرهاي تلويزيوني را تغيير مي دهند و زمان را جلوتر از ۱۲ بهمن مي اندازند كه مردم گول بخورند و ......

امضا: ليلا

+ نوشته شده در  شنبه سوم دی 1384ساعت 17:10  توسط خبرنگاران  | 

نمي‌دونم قراره از باجناق‌بازي و فاميل‌بازي بنويسيم يا از بخور بخورهاي درون سازماني و فرجناحي شايد هم از مافياي خيلي چيزها مثل مافياي نفت، كنكور، بنزين، واردات، چاي، محصولات كشاورزي، فرآورده‌هاي دامي، صنايع دستي و هزاران مافياي ديگه ... اما از قديم گفتن يه سوزن به خودت بزن يه جوال‌دوز به ديگري اگه بر و بچ اجازه بدن مي خوام اول كار يه مطلب از مافياي خبرنگاري بنويسم بعد بريم سر اصل مطلب...
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 13:32  توسط خبرنگاران  |