تبليغاتX
پاتوق
وبلاگ گروهی خبرنگاران
همه مي دانيم كه دو سالي است دولت نهم روي كار آمده و بايد يواش يواش آثار  " ما تآخر " اون رو در عرصه هاي سياسي و اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي و وزرشي و ......... ببينيم:

درباره اثار اون حرفي ندارم بزنم چون واضح و مبرهن است بر همه ملت شريف ايران كه چقدر پيشرفت كرديم.

اما اين وسط نمي دونم توفيق و عدم توفيق دولت نهم در شعارهايي كه مي ده چه دخلي به امنيت ملي و اين بحث ها پيدا مي كنه

گفته شده كه به رسانه ها دستور دادن كه هر خبري كه عملكرد دولت رو در عرصه هاي مختلف زير سوال مي بره تا اطلاع ثانوي ممنوع است.

البته تا اونجا كه مي گن اين تصميم فعلا در سطح رسانه هاي دولتي است تا بعد ببينند مي شود به اين بهانه در روزنامه ها رو " گل " گرفت؟

تبصره: اطلاع ثانوي در مطلب بالا يعني تا وقتي اين دولت روي كار است و اگر خداي ناكرده به چهار سال دوم هم كشيده شد. اين قانون تداوم دارد.

پ.ن: آيا فضاي رسانه اي كشور به سمت توقيف روزنامه ها و رسانه ها و تهديد روزنامه نگارا در حركت نيست

پ.ن: به قول يك بنده خدايي نبايد "آتووو" دستشون داد!!!!!!!!!!!!!۱

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 16:40  توسط خبرنگاران  | 

از ۱۲ نیمه شب دیشب برنامه سهمیه بندی بنزین آغاز شد.. همونطور که گفته شده بود مردم ش گذشته با حمله به چند پمپ بنزین .. خیلی راحت اون رو به آتش کشیدند

اگر از من بپرسید که مقصر این قضیه کیه من رسما مجلس هفتم رو متهم اعلام می کنم چون اونها بودند که در سال اولی که وارد مجلس شدند طرحی رو تصویب کردند که بر اساس آن افزایش قیمت بنزین منتفی شد و حالا بعد از سه سال  همین مجلس دستور به افزایش نرخ بنزین کرد!!!!!!!!!!!

توی این سه سال مردم بدجور خوش گذران شدند .. مصرف بنزین افزایش چند برابری پیدا کرد و در مقابل در حالی که قرار بود به دنبال تثبیت قیمت نفت  قیمتها افزایش پیدا نکند اما روز به روز قیمت همه چیز رفت بالا

این دست گل آدم هایی بود که مردم از روی سادگی و با شعارهای اصولگرایی و آوردن نان بر سر سفره مردم و زدن سنگ این و آن به سینه شان رای مردم رو خریدند

وقتی نفر اول تهران با یک میلیون رای ناقابل به مجلس می ره... یعنی غلبه اقلیت بر اکثریت

حافظ راست می گه :

"یارب مباد آنکه گدا معتبر شود.........."

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 10:9  توسط خبرنگاران  | 

 رییس بزرگ :

با حذف قیمت زمین ، بهای خانه نصف می شود ! (یکی به من بگه این داره چی می گه ؟!)

2 : فرار مغزها و سرمایه ها نداریم ، هر کس آزاد است هر کجا که خواست زندگی کند . ( پس این بابا به آزادی هم اعتقاد داشته و ما خبر نداشتیم !)

3 - امارات اگر پیشرفت کند ، انگار ما پیشرفت کرده ایم ! ( ... !!!)

4 : بر خلاف نظر بقیه ، من معتقدم زنان گیلانی در کنار کار و تلاش روزانه ، حریم عفاف و ناموس خود را هم حفظ می کنند !!! ( آفرین پسر خوب ! نری تو کوچه حرفهای بد باد می گیری ها !)

5 : مردم از شنیدن اسم دموکراسی حالت تهوع می گیرند ! ( و با شنیدن حرفهای تو حال می کنند با این رییس قبیله شان !)

6 : بر خلاف دولتهای قبلی ما در انتخابات شوراها ، بی طرف عمل کردیم ! ( البته حاجی ! غیر از خاتمی و رفسنجانی ، بعضی های دیگه هم رییس جمهور بودند ها !)

7 : اینکه می گویند دو تا بچه کافیه ، بنده معتقد نیستم . کشور ما برای صد و بیست ملیون نفر جا دارد ! (چی بگم ؟!)

8 : 42 روزنامه علیه دولت می نویسند ! ( یعنی 42 روزنامه در این مملکت داریم ؟!)

9 : یک زن _ اشاره به فاطمه رجبی _ پیدا شده که مردانه حرف می زند ، آنوقت شما بهش ایراد می گیرید ؟ ( عجب ! )

10 : در کشور ما _ طی این دو ساله _ معجزه اقتصادی رخ داده ! ( لابد شما هم پیامبر اقتصادی هستی   دیگر ... !)

11 : گوجه 3500 نیست ، در خانه ما 1200 تومان است ! ( یادتان که نرفته ؟!)

12 : رشد تورم 23 درصدی _ مرکز پژوهشهای مجلس _ دروغ است ، تورم 13 درصد است ! ( احتمالا ایشان نرخ تورم را هم با قیمتهای مغازه در خانه شان حساب کرده اند !! )

13 : من نگفتم نفت را سر سفره ها می آورم . ( خب نگفته دیگه طفلی!)

14 :

2 : سخنگو :

1 : مردم این بار در بحث مذاکره با آمریکا اعتراض نمی کنند ، چون بر خلاف دولتهای دیگر به دولت نهم اعتماد دارند ! ( عجب ؟! )

3 : وزیر کشور :

مردمی که کارت سوخشان گم شده ، فعلا   برای تهیه سوخت ، کار سوخت دوستان و آشنایانشان را قرض بگیرند ! ( اصلا مگه قراره من تو هر اظهار نظری یک افاضه ای بفرمایم ؟!)

4 : وزیر آموزش و پرورش :

برای نزدیک شدن به استانداردهای جهانی بهتر است زمان کلاسهای درسی را از 30 دقیقه به 57 دقیقه ارتقاء دهیم ! ( توضیح : زمان کلاسهای درس از دوران دبستان ما تا حالا 90 دقیقه بوده است . ضمنا ، شما فکر می کنید این عدد دقیق 57 دقیقه از کجا آمده ؟!)

5 : وزیر مخابرات :

یک روز بعد از اینکه فرمودند کپی سیم کارت از نظر علمی غیر ممکن است ، گفتند که : بله !   شده ولی سعی می کنیم هر چه زودتر این معضل را حل و فصل کنیم .

6 : وزیر راه :

اگر تا سه ماه دیگر در جاده ها چاله چوله پیدا کردید زنگ بزنید به ما جایزه بگیرید ! ( یک سال پیش بود .   و تا امروز هم کسی زنگ نزده است ! )

7 : وزیر مسکن :

سکوت ! ( این بنده خدا هر وقت خبرنگارها را می بینمد ، انگشتش را روی بینینش می گذارد که : هیس !!)

8 : وزیر رفاه :

جلسات کمیسیون رفاه اجتماعی ( یا یک چیزهایی تو همین مایه ها !) به خاطر نبود موضوع جلسه تشکیل نشده است ! ( این یعنی اینکه خدا را شکر همه چیز در امن و امان است و همه در رفاه کامل به سر می برند !)

9 : ...

هله هوله ها !!

همه کارت های سوخت بین مردم توزیع شده است و فقط حدود 1.5 ملیون کارت مانده که آنها هم احتمالا صاحبانشان مرده اند !

اگر ختم رسل نبود ، احمدی نژاد پیامبر شده بود !

10 : وا... دیگه حوصله فکر کردن ندارم ،

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 10:59  توسط خبرنگاران  | 

قراره پاتوق رو دوباره راه بندازیم فعلا که فقط من یا علی گفتم تا ببینیم بقیه چه می کنن.... ولی حتما از هفته بعد این وبلاگ به روز می شه مطمئن باشید

 

امضا: لیلا

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 17:24  توسط خبرنگاران  | 

باز هم یک گزارش چاپ نشده در روزنامه "سرمایه"... در حالی که بحث قراردادهای سپاه موضوع روز جراید بود از من خواسته شد به دنبال تذکر جناح اقلیت مجلس به قراردادهای سپاه گزارشی از وضعیت کنونی قراردادها بنویسم که متاسفانه باز هم به دلایل امنیتی و اینکه مدیران روزنامه نمی خواستند به چالش با سپاه درافتند از چاپ آن امتناع کردند.

 

*********************************************

انتقاد اقلیت مجلس به قرارداد اقتصادی با سپاه

 

ورود سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در اجرای پروژه های اقتصادی کشور که با واگذاری قرارداد 2 میلیارد دلاری اجرای فازهای 15 و 16 پارس جنوبی به قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا آغاز شده است و به گفته یک عضو فراکسیون اقلیت مجلس شورای اسلامی قرار است این رقم به 7 میلیارد دلار در پروژه های آتی برسد، رویکرد نوینی در تکمیل پروژه های اقتصادی نیمه تمام و اجرای طرح های کلان اقتصادی محسوب می شود که کارشناسان سیاسی و اقتصادی را نگران از ادامه این روند در کشور کرده است.

 

قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا، هفته گذشته بدون برگزاری مناقصه، مسئولیت اجرای فازهای 15 و 16 پروژه میدان نفتی پارس جنوبی را برعهده گرفت و با توجه به مصوبه مجلس مبنی بر اینکه هیچ یک از طرح ها و پروژه های عمرانی ملی نباید بدون مناقصه به پیمانکاران واگذار شوند، ترک مناقصه در این پروژه انتقادات بسیاری را برانگیخته است، چنانکه 6 نفر از اعضای فراکسیون اقلیت مجلس شورای اسلامی هفته گذشته در تذکری به وزیر نفت از وی در خصوص دلایل واگذاری این پروژه به سپاه و ترک مناقصه در آن توضیح خواستند.

 

از سوی دیگر، منتقدان عقیده دارند که سپاه به عنوان نهادی فرادستی در نظام شناخته شده و جایگاه ویژه ای دارد که نباید وارد مقوله های اجرایی و فرودستی شود. ضمن اینکه به نظر می رسد این نهاد قادر به تامین همه امکانات برای اجرای پروژه های سنگین نیست و ممکن است مجبور به انعقاد قراردادهای دست دوم و دست سوم با پیمانکاران بخش خصوصی برای اجرا شود که این امر نیز وامدار کردن بخش خصوصی به نهادی گسترده همچون سپاه پاسدارن را به دنبال خواهد داشت.

 

این در حالی است که عبدالرضا عابد، جانشین ریاست قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا در گفت و گو با «شرق» اجرای پروژه های ملی توسط این نهاد را مطابق با اصل ۱۴۷ قانون اساسى جمهورى اسلامى می داند و مى گويد: «بر اساس این اصل دولت موظف به استفاده از توان نيروهاى مسلح در زمان غيرجنگ جهت مشاركت در بازسازى و سازندگى كشور است. بر همین مبنا سپاه پاسداران وارد فعاليت سازندگى شد. بخش زيادى از توان مهندسى هم در سازمان سپاه شكل گرفته بود. با اين اوصاف امروز تنها حدود ۳۰ درصد از توان مهندسى سپاه در فعاليت هاى سازندگى است. ۷۰ درصد در ماموريت هاى نظامى براى دفاع مشغولند.»

 

عابد درباره دلیل ترک تشریفات مناقصه و واگذای اجرای این پروژه نیز می گوید: «اگر ترك تشريفات داده اند به دليل اين است كه قبلاً سابقه مان را ديده اند. حتماً يك كارى انجام داده ايم كه راغب شده اند پروژه را به صورت ترك تشريفات مناقصه به قرارگاه بدهند. اولين كلنگ در منطقه پارس جنوبى را همين قرارگاه خاتم الانبيا(ص) زده است. آبگيرى كه الان براى كل فازها مورد بهره بردارى قرار مى گيرد توسط قرارگاه خاتم الانبيا ساخته شده است. آن هم در كمترين زمان و با بهترين كيفيت. بنابراين اولين پيمانكارى كه وارد عسلويه و پارس جنوبى شده قرارگاه خاتم الانبيا بود.»

 

با این حال هنوز بسیاری از کارشناسان سیاسی و اقتصادی ادامه این روند را به نفع اقتصاد کشور و بویژه بخش خصوصی نمی دانند و ضمن تاکید بر لزوم ایجاد فضای برابر برای حضور همه پیمانکاران در اجرای پروژه های ملی، خواستار پاسخگویی صریح مسئولان و خصوصا وزارت نفت درباره تصمیم اخیر این وزارتخانه در ترک مناقصه هستند.

 

 

تابش: مجلس مخالف ورود نیروهای نظامی به بخش اقتصاد است

 

علیرضا تابش، دبیر فراکسیون اقلیت مجلس شورای اسلامی، که در زمره تذکر دهندگان به وزیر نفت درخصوص ترک مناقصه و واگذاری پروژه فاز 15 و 16 میدان نفتی پارس جنوبی به سپاه نیز هست، در گفت و گو با خبرنگار «سرمایه» می گوید: «مجلس از ابتدا مخالف ورود نیروهای نظامی به اقتصاد کشور بود و هنوز هم همه نمایندگان مجلس بر این مخالفت باقی هستند. اما اگر هم قرار به ورود این نهادها به بخش اقتصاد باشد، باید شان رقابت برابر لحاظ شود و اینطور نباشد که بخش خصوصی و پیمانکاران قدر نتوانند از شرایط این ارفاق استفاده کنند.»

 

نماینده اردکان در مجلس افزود: «تاسف می خورم که قداست و وجهه سپاه و بسیج که باید نهادهای فرادستی و اجماعی باشند، با ورود به مسائل اقتصادی زیر سوال می رود. شاید اکنون مسئولان سپاه متوجه مضرات این موضوع نباشند ولی با خلط شدن سپاه با مسائل اقتصادی وجهه و پرستیژ نهادهای نظامی زیر سوال می رود.»

 

تابش با تاکید بر اینکه از موضع دلسوزی انتقاد می کند، گفت: «دوست نداریم نهاد ارزشی ماننند سپاه تحت الشعاع مسائل مادی قرار گیرد، این نهاد هرچه بودجه و اعتبار می خواهد باید در قالب برنامه تامین شود تا حب و بغض گروههایی از بخش خصوصی که در صورت جایگزین شدن سپاه در انعقاد قراردادها متضرر خواهند شد گریبانگیر آنها نشود.»

 

 

گرامی مقدم: ورود به سازندگی و پیمانکاری در شان سپاه نیست

 

یا: واگذاری پروژه های به سپاه به تعطیلی بخش خصوصی می انجامد

 

اسماعیل گرامی مقدم، دیگر عضو فراکسیون اقلیت مجلس شورای اسلامی نیز بحث ورود نیروهای مسلح به سازندگی و پیمانکاری (که فعالیتی فرودستی است) را در شان نهاد سپاه که یک نهاد فرادستی و حکومتی است و قانون برای آن وظایفی را در اجرای دستور العمل های حکومتی به منظور حفظ امنیت و پاسداری از دستاوردهای انقلاب اسلامی طراحی کرده است، ندانست.

 

گرامی مقدم در گفت و گو با «سرمایه» می گوید: «سوال اصلی ما این است که چرا با توجه به اینکه در مجلس ششم تصویب شد واگذاری اجرای طرح ها و پروژه ها باید با برگزاری مناقصه صورت پذیرد، پروژه بزرگی با ارقام بالاتر از 2 میلیارد دلار، بدون برگزاری مناقصه و ترک تشریفات معمول به سپاه داده شده است.»

 

به عقیده وی، در شرایط پیش آمده اهداف قانونگذار برای اینکه بخش خصوصی رشد کند و توانمندتر شود میسر نشده و این فرصت از بخش خصوصی گرفته می شود. در واقع قانون اجرای مناقصه به این دلیل وضع شد که رقابت سالمی در اقتصاد کشور ایجاد شود و در اثر توانمندشدن بخش خصوصی، هزینه تمام شدن طرح ها پایین آید که این امر منجر به رشد و توسعه کشور خواهد شد.»

 

گرامی مقدم با طرح این پرسش که "چه لزومی دارد پروژه ای با رقم به این بزرگی، بدون مناقصه واگذار شود؟" گفت: «روند کنونی سپاه را مورد انتقاد قرار می دهد و این امر به صلاح نیست؛ اگر قانون عمل می شد و سپاه هم به عنوان یک پیمانکار وارد مناقصه می شد و در صورت برنده شدن اجرای پروژه را برعهده می گرفت، مناسبتر بود.»

 

وی همچین توانمندی های سپاه برای اجرای پروژه های بزرگ را مورد انتقاد قرار داد و افزود: «در حال حاضر بسیاری از طرح های ما به دلیل دست دوم و دست سوم شدن اجرای کار توسط پیمانکاران عقب می افتد و ضمن افزایش زمان اجرای طرح، قیمت تمام شده نیز افزایش خواهد یافت. حال باید پرسید که آیا سپاه به تنهایی قادر به اجرای پروژه هست یا آن را به دست پیمانکار می سپارد و در این صورت چه تضمینی وجود دارد که پیمانکار مناسبی انتخاب شود؟ در شرایط مناقصه می توان رقبای موجود را تجزیه و تحلیل کرد ولی در این روش هیچ شیوه ای برای انتخاب پیمانکار مناسب وجود ندارد.»

 

گرامی مقدم با اشاره به اینکه بنابر صحبتهای انجام شده قرار است تا سقف 7 میلیارد دلار پروژه به سپاه واگذار شود، اضافه کرد: «مگر رقم تجاری کل کشور چقدر است که این رقم را به سپاه بدهیم؟ واگذاری پروژه های عمرانی به سپاه باید محدودیتداشته باشد. وزیر نفت باید توضیح دهد که آیا سپاه توانمندی اجرای این پروژه و پروژه های احتمالی بعد را دارد یا خیر؟ به نظر می رسد از این به بعد پروژه ها قرار است به سپاه واگذار شود و در این صورت نمی توان قبول کرد که این نهاد به تنهایی قادر به اجرای پروژه ها باشد. »

 

این عضو فراکسیون اقلیت مجلس ادامه این روند را منجر به "تعطیل کردن بخش خصوصی دانست" و گفت: «در چنین شرایطی هیچ فرصتی برای بخش خصوصی باقی نخواهد ماند و این نشان می دهد که دقت لازم در چنین تصمیمی صورت نگرفته است.»

 

 

آفریده: سپاه قادر به اجرای پروژه نیست

 

حسین آفریده یکی دیگر از نمایندگانی است که هفته گذشته به وزیر نفت درباره انعقاد قرار داد 2 میلیارد دلاری با سپاه بدون اجرای مناقصه تذکر داد. این عضو فراکسیون اقلیت مجلس درگفت و گو با «سرمایه» می گوید: «پارس جنوبی یکی از نقاط مهم اقتصادی برای کشور است و با توجه به اینکه در این منطقه ایران با قطر در بهره برداری پروژه ها رقابت دارد، واگذاری بخشی از این طرح به قرارگاه خاتم الانبیا که تجربه موفقی در این باره ندارد به این معنی است که این پروژه به موقع به بهره برداری نمی رسد، ما از قطر عقب می افتیم و منافع کشور از دست می رود.»

 

وی افزود: «بر اساس برنامه توسعه کشور، باید بخش خصوصی را فعال و فضا را برای رقابت مهیا کنیم. با ترک تشریفات مناقصه، بخش خصوصی از بین می رود و تمامی فرصتهای این بخش گرفته می شود.»

 

نماینده شیروان در مجلس با تاکید بر اینکه اگر قرار است سپاه وارد بحث سازندگی شود باید با مناقصه این فرصت را به دست آورد، گفت: «تکلیف روشن است، نهایت کار به موقع اجرا نشدن پروژه ها است و به دلیل آنکه کسی جرات حسابرسی و پرسش ندارد، درباره سرنوشت طرح هیچ پیش بینی ای نمی توان داشت.»

 

وی اظهار امیدواری کرد که وزیر نفت در واگذاری قرارداد فازهای 15 و 16 میدان نفتی پارس جنوبی تجدید نظر کند و وارد قراردادهای جدید با سپاه نیز نشود.

 

 

امضا: احسانه

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 18:11  توسط خبرنگاران  | 

  نامه "بهزاد باشو" به "مانا نيستاني" 

  تهران- زندان اوين- بند 209- برسد به دست آقاي مانا نيستاني  
 

چند روز گذشت، ديگر چه فرقي مي‌كند تعداد اين روزهاي لعنتي كه حالا تو در نمي‌دانم كدام سلول انفرادي اش طي مي‌كني يادم بماند يا نه .

.. من فقط دارم براي دوستي مي‌نويسم كه مي‌دانم كاسه صبرش را خيلي وقت پيش سر كشيدن.

 سلام مانا!

  حال همة ما هنوز بد است و تو بيش از 40 روزه كه در زنداني و من قرار است اين كاغذها را با كلماتي كه هميشه ناموزونند سياه كنم تا شكل نامه‌اي باشد كه تنهايي چله‌نشستۀ ما را پر كند.

  حالا حتماً نامه را بايد با چيزي شروع كنم، مثلاً خاطره‌اي، رويايي و يا حتي گلايه‌اي ... اما تا يادم نرفته بنويسم، اگر اين روزها آسمان را نمي‌بيني، آسمان اين بيرون هنوز هم آبي نيست و غروب‌هاي دم كردة آن هنوز هم غم گرفته‌اند، مثل غروب غم‌ گرفتة آن روز كافه وقتي كه محمد خبر داد ابراهيم را گرفته‌اند و ما كه غروب‌هاي تلخ بيكاري را با كافه و چاي تلخ پرمي‌كرديم چقدر حيرت‌زده بوديم وقتي خبر دستگيري محمد در كافه پيچيد ...

   حيرت نبود، تلخ بود، مثل چاي، مثل رفيق، مثل دود سيگار، مثل جهان...

  اين جا سرزمين عجايب بود و ما متعجب از اين بوديم كه چرا آليس‌هاي اين سرزمين عجايب ديگر حيرت‌زده نمي‌شوند، كه چه زود هفت كوتوله تبديل به هفتاد كوتوله‌ شدند.

  بگذريم، حالا اگر قرار باشد همه چيز را همان طوري كه هست بنويسم، بايد بنويسم، اين جا سرزمين عجايب است و نسل ما كه قرار بود «باور» شود، تمام هيجان‌اش را در كوچه پس كوچه‌هاي نمي‌دانم كدام جريان قدرت طلبي كرد. آرمان‌هايش را خود خواسته از ياد برد.

  چه بر سر نسل ما آمد دوست من!

  مرتضي شش سال تمام در دانشگاه درس خوانده، تا مدرك فوق‌ليسانس اش را كه قرار بود نقش چرخ دنده‌اي را بازي كند، سوار بر دودي قهوه‌اي از دهان اش به بيرون پف كند و فراموش كند تمام آن چه كه مي بايد سهم او مي‌بود.

  مسعود تمام جواني‌اش را جرعه جرعه بالا مي‌رود تا حتي خماري بامداد امروز را هم فراموش كند.

   فرشاد تمام هيجان اش را با چند قرص به فضا مي‌فرستد تا شرمندگي جواني را يادش برود.

  داوود، امروز را قرباني علف كرده و در قرمزي چشمان اش ادبياتي بكر را مدفون مي‌كند.

  خليل آن قدر كابوس ديده كه فتح جهان را پيش‌كش فردا مي‌كند.

  صادق حتي خودش را هم نمي‌تواند باور كند.

  ما آنقدر زياديم كه شناسنامه‌هايمان سند جوان‌ترين كشور جهان را به نام خودش كرد. ما قرار بود باور شويم ...

  چه بر سر نسل ما مي‌آيد دوست من!

  مگر نه اين كه نسل ما فرزندان نسلي است كه نگاهشان به آسمان بود و جلوي گلوله مي‌رفت؟

   مگرنه اين كه فرزندان پدراني هستيم كه هنوز بوي «جزيرة مجنون» مي‌دهند؟

  سال هزار و سيصد و نمي‌دانم است و تو در نمي‌دانم كدام سلول زندان روزها را مي‌گذراني.

   زنداني كرده‌اند، آن درون، اين بيرون، اما اين چيزي نيست، «ناظم حكمت» مي‌گويد: «ناگوار هنگامي است كه برخي – دانسته يا نه – زنداني را در درون خود مي‌پرورانند و بسياري به اجبار تن به اين داده‌اند

  در اين سرزمين عجايب واقعاً چه شد كه هفت كوتوله به اين تعداد تكثير شدند. كه حالا تا نمي‌دانم چه وقت اين كوتوله‌ها بايد كنفرانس برگزار كنند، جشنواره راه بيندازند، بنويسند، هورا بكشند، به هم تبريك بگويند، سردبير شوند، روزنامه دربياورند، جايزه بگيرند و...

   نمي‌داني از وقتي كه در زنداني با چند كوتوله سر و كله زده‌ام، « در سرزمين قدكوتاهان، هميشه معيار برمدار صفر مي چرخدخسته‌ام مانا، سخت تاريك و خسته‌ام...

  ديروز اردشير را ديدم، غروب دم كرده را قدم مي‌زد تا شب، با تي‌شرت قرمزي كه اعتراض مي‌كرد حتي به خستگي خودش. با هم حرف زديم، نگرانت بود، با هم گريه كرديم، خسته بود و از اون بيشتر تلخ بود، مثل چاي، مثل رفيق، مثل دود سيگار، مثل جهان...

  واقعاً چه بر سر نسل ما مي‌آيد دوست من!

  به ما ياد داده‌اند چطورگرسنه باشيم، چطوري از سرما بلرزيم و چطور تا سر حد مرگ خسته شويم، اما «نذاشتن هم صدايي رو بلد باشيم، نذاشتن حتي با همديگه بد باشيم

  چه مي‌كني الان، در اين لحظه؟ بر ديوارهاي سلول چوب خط مي‌كشي، دراز كشيده‌اي سر پا ايستاده‌اي؟ شايد هم درست همين حالا دستت را زير سر گذاشته‌اي. به چي فكر مي‌كني؟

   به اين كه اين جهان آن طور نبود كه ما مي‌خواستيم؟ كه به اين تاريكي و بدشكلي هيچ كس، هيچ سياره‌اي در هيچ كجا نديده است؟ كه در اين سياره پرت نمي‌توان رستگار شد؟

  دوست من! جهان اگر اين است كه چيزي نيست، مي‌گذاريم تنها مال كساني باشد كه آن را مي‌خواهند.

  كاش مردان سياست مي‌دانستند كه اصلاً بد نيست كمي هم شعر و قصه بدانند، تا شايد خونين دلان و خسته سينه‌ها و شكسته سرها و نيلي صورت‌هاي سيلي خورده، رنج‌هايشان را در شعر و قصه به سياست‌مداران نشان دادند و معجزه‌اي شد و از سنگ سينه‌هاي سياست، آبي، آهي، قطره‌اي، چيزي چكيد و نامش« معرفت» شد.

  دل تنگم برادر، دل تنگ و شرمنده....

  شرمنده‌ام اگر نتوانسته‌ام براي آزادي‌ات كاري بكنم.

  به جان خودت كه برايم عزيزي و برادر تمام تلاشم را هم كردم.

   تمام زورم را جمع كردم تا شايد بتوانم چيزي را بشكنم، اما من فقط بغضم مي‌شكند.

   من حتي نتوانستم «جان وين» را متقاعد كنم تا من را همراهي كند چون فقط سيگارم را مي‌توانم آتش كنم.

   مادر «دالتون‌ها» را هم نتوانستم پيدا كنم تا حداقل برايم ناني بپزد، مثل نان‌هايي كه براي پسران ا‌ش مي‌پخت و هميشه در دلش ارة آهن‌بري بود، تا من همراه نامه‌ام برايت بفرستم تا شايد خودت كاري بتواني بكني.

  يا «زورو» كه ديگر پدر نمي‌شود و «رابين‌هود» كه هر روز سرگرم معشوقه‌هايش است...

  شرمنده‌ام برادر از دست من هيچ كاري برنمي‌آيد!

  من دون كشيوتي مضحكم، كه با كاريكاتور و سيگار به جنگ نابرابري‌ها مي‌روم، و به جاي سرنيزه و كلاه خود، مدادي در دست و قابلمه‌اي بر سر دارم.

  من تنها مي‌توانم ستارة كوچكي را در پاكت برايت بگذارم تا آسمان تاريك سلولت را روشن كند.

  شرمنده ام برادر...

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم تیر 1385ساعت 15:50  توسط خبرنگاران  | 

چند روز قبل (شنبه دوم ارديبهشت) گزارشي نوشتم درخصوص گرين كارت داشتن نهاونديان، معاون لاريجاني (دبير شوراي عالي امنيت ملي) كه زماني در حدود سه ساعت از من گرفت و در نهايت به نظر خودم بعد از مدتها گزارشي نوشتم كه ارزش داشت و حس روزنامه نگاري ام را ارضا مي كرد.. البته سوژه را دبير سرويس محترم سياسي پيشنهاد كرد ولي من با جديت تمام درباره آن تلاش كردم..  بعد از اتمام گزارش نيز در روزنامه (سرمايه) بحثي جدي آغاز شد كه گزارش من را تيتر يك كار كنند يا تيتر دو، تا جايي كه بين دبير محترم من (آقاي نادر فتوره چي) و خانوم ژيلا بني يعقوب (دبير سرويس اجتماعي) مشاجره سختي درگرفت و من البته نماندم تا پايان صفحه بندي.. فرداي اون روز اما، با كمال تعجب ديدم مطلبي كه سر تيتر يك يا تيتر دو شدن آن در روزنامه دعوا راه افتاده بود اصلا در هيچ صفحه اي چاپ نشده... دليل آن هم خيلي ساده بود.. آقايان ترسيده بودند ... چون مطلب مربوط به عضوي از اعضاي شوراي عالي امنيت ملي بود اينها جرات نكرده بودند مطلب را كار كنند و اين براي من بسيار گران آمد چون زمان و انرژي زيادي را از من صرف كرد...

گزارشم را گرچه در روزنامه چاپ نشد اما اينجا مي گذارم تا هر كه خواست بخواند و اگر قابل دانستيد نقدي هم هرچند مختصر بر آن بنويسيد...

*******************************

تابعيت دوگانه نهاونديان

اعلام رسمي وزارت امنيت كشور آمريكا مبني بر اين‌كه محمد نهاونديان، معاون دبير شوراي عالي امنيت ملي ايران، شهروند قانوني آمريكا است و گرين كارت اين كشور را دارد،‌ مسئولين و نهادهاي امنيتي را با شوك جديدي مواجه كرده است.

موضوع تابعيت دوگانه برخي مسئولين در سمتهاي مهم و نهادهاي تصميم گير البته مورد جديدي در ايران نيست و شنيده ها حاكي از آن است كه بسياري از فروشندگان اصلي نفت ايران و مسئولان وزارت امور خارجه نيز داراي تابعيت دوگانه هستند، اما اين موضوع در خصوص يكي از كليدي ترين سمتهاي امنيتي كشور در حالي فاش مي شود كه رابطه ايران و آمريكا در تاريك ترين وضعيت خود قرار دارد و هرگونه اشتباه ممكن است ايران را با ضررهاي جبران ناپذيري مواجه كند.

البته هنوز هيچ يك از مسئولين ايران رسما اين ادعاي وزارت امنيت امريكا را تأييد نكرده است اما سكوت و بهت مسئولان در قبال چنين موضوع مهمي حاكي از آن است كه باري ديگر در يكي از حساس ترين برهه هاي زماني ايران دچار غافلگيري شده است.

روزنامه واشنگتن تايمز از قول وزارت امنيت كشور امريكا اعلام كرده است كه «هيچ دليلي براي محروم كردن نهاونديان از ورود به آمريكا در ماه گذشته وجود نداشته است زيرا وي شهروند قانوني آمريكا است. اما تحقيقاتي براي بررسي نقض هاي احتمالي كه مي تواند به لغو گرين كارت اين مقام ايراني منجر شده باشد در حال انجام است تا از هرگونه پيش داوري يا ايراد اتهام غير ضروري به معاون علي لاريجاني، دبير شوراي عالي امنيت ملي ايران خودداري شود

اين در حالي است كه روس ناك، سخنگوي وزارت امنيت امريكا گفته است در حال بررسي موقعيت وي هستند تا اطمينان يابند نهاونديان به شرايط مزاياي مهاجرتش پايبند است.

بر اساس ادعاي وزارت امنيت آمريكا «گرين كارت نهاونديان در سال 1993 صادر و در سال 2004 نيز بازنگري شده است» و بر همين اساس به نظر مي رسد پس از يك دوره 12 ساله، داشتن گرين كارت توسط وي محرز شده باشد، بنابراين در صورتي كه هر يك از مسئولين نسبت به اين موضوع اظهار بي اطلاعي كنند بايد نسبت به رويه تشخيص هويت و كارگزيني در كشور انتقادات سختي وارد آورد.

گرچه بسياري از كارشناسان در تحليل شرايط پيش آمده معتقدند خلا قانوني براي تعيين اين نكته كه تابعيت دوگانه تا چه حد مي تواند مانع از اعطاي سمتهاي امنيتي و كليدي در كشور شود يكي از مهمترين دلايل بروز چنين اتفاقي است،‌ اما محمود آخوندي،‌ حقوقدان در گفت و گو با سرمايه تأكيد كرده است كه «براساس قوانين موجود در كشور كسي كه گرين كارت داشته يا شهروند كشور ديگري تلقي شود نمي تواند در سمت هاي رسمي ايران فعاليت كند

وي با تأكيد بر اين‌كه «صرف داشتن گرين كارت به معناي تابعيت و شهروند بودن فرد نيست و نمي تواند فرد را ملزم به رعايت همه قوانين شهروندي كند»، اظهار كرد:‌ براي اين‌كه فردي بتواند گرين كارت از امريكا اخذ كند بايد پنج سال متمادي ويزاي امريكا را داشته و حتي الامكان در آن كشور سكونت داشته باشد كه حداقل سكونت در شش ماه آخر الزامي است.

گفته هاي جان مك كورمن، سخنگوي وزارت امور خارجه آمريكا كه در خصوص ورود نهاونديان در ماه گذشته به آمريكا اظهار كرده بود «نهاونديان ويزا نداشته ولي حضور وي در امريكا قانوني است» و نيز «در آمريكا راههاي ديگري براي ورود بدون ويزا وجود دارد» يكي ديگر از نكاتي است كه مي تواند نشان دهد نهاونديان گرين كارت آمريكا را اخذ كرده است.

با اين حال اكنون نهاونديان در موضع معاون دبير شوراي عالي امنيت ملي در كشور در حال رايزني درخصوص پرونده هسته اي ايران است و در صورت احراز گرين كارت وي، به نظر مي رسد بايد هرچه زودتر شفاف سازي و تصميم گيري لازم در اين خصوص صورت پذيرد.

واكنش مسئولان كشور در قبال اين رخداد نيز جاي بسي تامل دارد زيرا با گذشت چند روز از فاش شدن اين موضوع هنوز هيچ يك از مسئولان وزارت امور خارجه يا حتي شوراي عالي امنيت ملي اقدام به تكذيب آن نكرده اند و اصرار امريكايي ها براي احراز اين موضوع بدون هيچگونه اظهار نظري همچنان ادامه دارد.

واكنش نمايندگان مجلس

اعضاي كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي، در گفت و گو با «سرمايه» ضمن اظهار بي اطلاعي از حقيقت ماجرا، نسبت به وقوع چنين رخدادهايي در كشور شديدا اعتراض كردند و با انتقاد از وضعيت پيش آمده خواستار شفاف سازي هر چه سريعتر مسئولان نسبت به اين موضوع شدند.

اكبر اعلمي، عضو كميسيون امنيت ملي و نماينده مردم تبريز در مجلس در اينباره اظهار كرد: متاسفانه از آن‌جا كه كميسيون امنيت ملي و اساسا مجلس آنگونه كه بايد در متن جريانات سياسي و پشت پرده هاي سياست قرار نمي گيرد، اطلاع دقيقي از حقيقت يا كذب اين ادعا نداريم؛ البته از اين قبيل افراد در داخل دستگاههاي دولتي كم نداريم و خصوصا در وزارتخانه هايي مثل نفت و برخي دستگاههاي دولتي، هستند كه بعضا داراي تابعيت مضاعف هستند با گرين كارت دارند.

اعلمي تصريح كرد: اگر نهاونديان واقعا داراي گرين كارت باشد نبايد اين نكته را نيز از نظر دور داشت كه آمريكايي ها بي جهت براي كسي گرين كارت صادر نمي كنند و خصوص با توجه به سخت گيري هاي اخير و ملاحظات خاص امنيتي كه آمريكاييها نسبت به ايرانيها دارند اين موضوع حساسيت دوچنداني دارد؛ بنابراين صدور گرين كارت آمريكا يا تمديد اعتبار براي افرادي نظير نهاونديان چنانكه صحت داشته باشد جاي تامل دارد.

وي افزود: ‌اگر چنين موضوعي صحت داشته باشد تعجب آورتر خواهد بود كه اين افراد همواره مقبول دولتهاي گذشته و حال بوده و هستند و خوشبختانه يا بدبختانه از موقعيت اجتماعي و اقتصادي بسيار بالايي در حد زندگي اشرافي نيز برخوردارند.

اعلمي يادآور شد: ‌صدور گرين كارت براي چنين مقاماتي از سوي امريكا و عدم لغو آن بيانگر قابل اعتماد بودن اين قبيل اشخاص است و با توجه به شدت اختلافات ميان ايران و آمريكا، قابل اعتماد بودن چنين افرادي براي طرفين تعجب آور است و البته حفظ چنين موقعيتي توسط يك شخص به نحوي كه مورد اعتماد دو دوشمن قرار گيرد در نوبه خود شايد نوعي هنرمندي محسوب شود.

اين عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس،‌ اضافه كرد:‌ با توجه به نوع نگرش حاكم و با عنايت به برخي ملاحظات امنيتي و سياستهاي ويژه اي كه در گفتگوهاي دشوار ميان مقامات ايراني و امريكايي وجود خواهد داشت در صورت صحت ادعاي آمريكا مبني بر برخورداري نهاونديان از گرين كارت،‌استفاده از ايشان در سمت فعلي محل مناقشه است و كميسيون امنيت ملي و مجلس با توجه به وظيفه نظارتي چنانچه با چنين مساله اي مواجه شود با فراخواندن مسئولان ذيربط درباره علت چنين انتخابهايي سوال خواهد كرد و چنانچه همت لازم را در خصوص به عمل آورد مي تواند تاثيرگذار باشد.

اعلمي البته با انتقاد از نحوه عملكرد كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس اظهار كرد: ‌متاسفانه كميسيون امنيت ملي كمترين تاثير را در سياست داخلي و خاذجي كشور دارد و به دليل عدم تشكيل مداوم جلسات كميسيون و نيز حضور نيافتن رئيس كميسيون در مجلس، نمي تواند تاثير مستقيمي بر رخدادهاي اينچنيني در كشور داشته باشد.

وي درخصوص قانونمند بودن احتمالي اعطاي سمتهاي امنيتي به افرادي كه تابعيت دوگانه يا گرين كارت دارند، گفت:‌ استنباط من از قوانين موضوعه كشور در چنين مواردي اين است كه توجيه قانوني براي اين كار وجود ندارد ولي اين‌كه صراحتا در قانون مطلبي در اين خصوص داشته باشيم در حال حاضر به نظر من نمي رسد.

اين در حالي است كه حشمت الله فلاحت پيشه،‌ ديگر عضو كميسيون امنيت ملي تأكيد كرد: تابعيت دوگانه يا گرين كارت براي مسئولان نهادهاي تصميم گير با منع قانون يمواجه است و مسئولان شوراي عالي امنيت ملي بايد در اين زمينه توضيح دهند.

وي افزود:‌ در شرايطي كه امريكاييها دشمن ايران به شمار مي روند، اعطاي سمتي چنين مهم به يكي از شهروندان رسمي امريكا كار بسيار اشتباهي است و مجلس قطعا در صورت تأييد اين موضوع از مسئولان امنيتي كشور توضيح خواهد خواست.

فلاحت پيشه اظهار كرد:‌ كميسوين امنيت ملي و سياست خارجي مجلس ظرف هفته آينده از مسئولين شوراي عالي امنيت ملي دعوت خواهد كرد تا براي ارايه توضيحات در خصوص اين اتفاق در كميسيون حاضر شوند.

رشيد جلالي، نماينده مردم كرج در مجلس و عضوكميسيون امنيت ملي و سياست خارجي نيز ضمن ابراز تعجب بسيار از اين اتفاق اظهار كرد:‌ اين موضوع نيز از جمله رخدادهاي غير قابل باور در ايران است البته در جمهوري اسلامي معمولا مسايل شاخدار زياد رخ مي دهد و اين تحفه آخرين نوبري است كه مسئولان ايران بار آورنده اند.

وي با اشاره به اين‌كه در حال حاضر 48 فروشنده نفت ايران در اروپا ساكن هستند گفت:‌ در صورتي كه ادعاي امريكاييها تأييد شود و اعضاي شوراي عالي امنيت ملي با علم به اين موضوع چنين مساله اي را ناديده گرفته باشند بايد برخورد جدي در اين زمينه صورت داد.

جلالي تصريح كرد:‌اگر شوراي عالي امنيت ملي با علم به اين موضوع نهاونديان را در سمت فعلي قرار داده است بايد در اين زمينه توضيح دهد و اگر نمي دانسته و تازه اين موضوع برملا شده است بايد دست مريزاد گفت كه چگونه در چنين مواضع كليدي كشور افراد را بدذون شناخت به كار مي گيرند.

اين عضو كميسيون امنيت ملي اضافه كرد:‌ شايد اگر در رابطه با افراد ديگري هم اين حساسيت نشان داده شود به نتايجي در اين زمينه برسيم، چنانكه در وزارت امور خارجه، وزارت نفت و بسياري ادارت و نهادهاي دولتي افرادي هستند كه شرايط اينچنيني دارند.

جلالي توضيح داد: البته بايد اين نكته را نيز در نظر گرفت كه جايگاه ها متفاوت هستند، برخي افراد تخصص دارند و با علم به موضوع تابعيت دوم در برخي كشورهاي اروپايي و امريكايي از آن‌ها استفاده مي شود ولي در جايگاه امنيتي نبايد اجازه داد چنين اتفاقي رخ دهد.

وي گفت:‌البته اين موضوع هنوز در حد شايعه است اما اگر مطمئن شويم آن را در كميسيون مطرح كرده و بررسي خواهيم كرد؛ البته گفته مي شود كه نهاونديان براي تجارت و برخي كارهاي شخصي به آمريكا رفت و آمد دارد همانطور كه اين موضوع در خصوص حسيني تاش نيز گفته مي شود ولي بايد تكليف نهايي در اين خصوص براي هميشه مشخص شود.

 امضا: احسانه

+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 22:27  توسط خبرنگاران  | 

يك سال چه راحت گذشت، پارسال اين موقع‌ها من كرمان بودم و به قول مادرم با پول نفت و بيت‌المال رفتم گشت و گذار.

يادش بخير وزارت محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي كه پارسال در سوري بي‌سابقه هرچه در اين مملكت نويسنده و شاعر و تصويرگر و .... كودك و نوجوان بود، برد كرمان.. سيصد و اندي نفر كه همگي مهمان وزارت ارشاد بودند و دور هم خوش گذشت...

هدفم از پس از مطلب، ياد ايام نبود.. بلكه ياد آوري از بزرگمردي است كه سر در آخور بيت‌المال خوب مي‌چرد..

بچه‌هاي حوزه كتاب او را خوب مي‌شناسند. آقاي قاني را مي‌گويم كه مدير روابط عمومي معاونت فرهنگي وزارت ارشاد است..نمي‌دانم چه مهره ماري دارد اين مرد كه همه را با زبان چرب و نرمش رام مي‌كند. به همين راحتي كه من نوشتم، ستاد خبري حوزه كتاب را تو هوا مي‌قاپد هر باز ۱۰ ميليوني برايش مي‌ماند. او كه تبليغات‌چي روزنامه ايران بود، از صدقه سر بازار به ركود كشيده شده كتاب به همه چيز رسيده و البته آن تسبيح معروفش هرگز از دستش زمين نمي‌افتد.

پارسال يك هفته در كرمان برايش كار كردم.آن موقع نمي‌شناختمش. ۱۳۰ هزار تومان به من داد و البته ۳۰ هزار تومان آن مربوط به قبض موبايلم بود..بعدها فهميدم كه چه خريتي كردم..

به حمدالله معاونت فرهنگي هم كه برنامه كمي ندارد، از نمايشگاه كتاب تهران بگير تا نمايشگاه قرآن، هفته كتاب، مراسم كتاب سال و دهها برنامه ديگري كه اگر خبري هم نداشته باشد، ستاد خبري دارد . چيزي كه در دستگاههاي اقتصادي از اين عبارت خبري نيست...

ارديبهشت كه قرار بود مجلس از وزارت ارشاد تحقيق و تفحص كند، دلم خنك شد كه آخ‌جون دستش براي همه رو مي‌شود، اما تحقيق و تفحص راي نياورد..

تازگيها هم فهميده‌ام كه اين آقاي محترم براي اينكه فردا روزي پايش گير نباشد، قراردادهاي ستادخبري را به نام پدر خانم محترم‌اش مي‌بندند، پيرمردي نحيف كه نمي‌داند چه امضا مي‌كند و اصلا شايد يك ميليون پول در كنار هم نديده باشد..

امسال نمايشگاه كتاب تهران براي قاني خوش يمن نبود، وزارت ارشاد چكهاي ستاد نمايشگاه را به نام خبرنگاران صادر كرد و او كه هر سالي ليستي از فك و فاميلهايش را به عنوان خبرنگار به اين وزارت بي در و پيكر تقديم مي‌كرد، دستش توي پوست گردو ماند.. من نمي‌دانم او چه خوابهايي براي فرهنگ مملكت كشيده اما آخوري كه سرش را در آن كرده از آن صدها نويسنده و شاعر و مترجمي است كه سرانه درآمد آنها به ماهي ۱۵۰ هزار تومان هم نمي‌رسد

امضا: ليلا

پ.ن۱: يكي از خبرنگاران روزنامه سرمايه نوشتاري اندر باب پشت پرده "سرمايه" داشته كه گويي اجازه انتشار از سوي سردبيري نيافته.. مطلب اونقدرها هم خاص نيست ولي آنقدر مطرح بوده كه گويانيوز بهش لينك داده.. خوندنش خالي از اشكال نيست...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 16:13  توسط خبرنگاران  | 

درست است كه بزرگان كشور امر كرده اند كه چيزي درباره انرژي هسته‌اي و اثرات منفي آن بر اقتصاد كشور نگوئيم اما چون رسما به من نگفته اند، من چيزهايي را كه توي اين دو روز اخير ديدم مي‌گم تا مشت محكمي باشد بر دهان استكبار جهاني:

۱- همه مي دانند كه تعداد توريست هاي ورودي به ايران خيلي كمتر از خيلي است يعني به يك ميليون نفر هم نمي رسد. اما توي همين يك ماه گذشته كه هل داده شديم به شوراي امنيت، يكي از آژانس‌داران اعلام كرد كه ۱۰۰ درصد تورهاي ورودي آن كه قرار بود تا نوروز برگزار شود، كنسل شده: يعني ملت ترسيده اند كه نكند ايران بيايند و بمب بخورد توي سرشان

۲- يك مناقصه بين‌المللي كه قرار بود در راستاي توسعه عمراني در كشور برگزار شود ناكام ماند چون ۲۲ شركت بين المللي و ۴ شركت داخلي براي برنده شدن توي اين مناقصه مي زدند توي سر و كله هم اما اواخر دسامبر كه شوراي حكام قطعنامه اي عليه ايران تصويب كرد، همه خارجي ها جا خالي كردند و به دنبال قطعنامه اخير هم شركتهاي ايراني خودمان ترس برشان داشته

از ما گفتن بود و از شما ديدن اما يادتون نرده كه انرژي هسته‌اي حق مسلم ماست اما با اين اوصاف.... 

امضا: ليلا

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1384ساعت 11:27  توسط خبرنگاران  | 

قدیم تر ها که نیروهای خودسر می ریختند تو خیابونها ... البته نه چندان قدیم ، به جای اینکه مثل برخی مسئولین بهشون بگم عناصر خودسر ، خوشم میومد بگم آدمخور !  چرا باید در لفافه حرف بزنم منظورم همون آدمهای به ظاهر بسیجی است که ابروی بسیج را هم می بردند و تو خیابونها به بیان فیزیکی امر به معروف و نهی از منکر می پرداختند ! کسانی که قیافه شان مثل بسیجی ها بود اما تنها چیزی که نمی شناختند خدا و پیغمبر رحمت بود چون درست تبدیل شده بودند به رسولان خشونت و دین زده کردن مردم ! آره درست همونهایی که اوایل انقلاب می ریختند تو خیابونها و رژ لب خانمها را با تیغ پاک می کردند و موهای بلند آقایون را با ماشین 4 می زدند ! و اگر در یک اداره خانمی کفش پاشنه بلند می پوشید همچین نگاهش می کردند که از چشم هیز هزار تا نامحرم بد تر بود . یک عده فکر می کردند با آمدن خاتمی ، بساط این آدمها برچیده شد ولی من در دوران انتخابات بحث مفصلی با بچه های ستاد انتخابات وزارت کشور کردم که خاتمی نبود که این بساط را برچید این کل حکومت و نظام بود که می خواست این تندرویها خاتمه پیدا کند و نباید ترسید که اگر احمدی نژاد سر کار بیاید ممکن است دوباره تحجر مد روز شود . الان هم همین نظر را دارم . از همان اوایل هم که راه رفتن دختر و پسر تو خیابون دیگه جرم نبود معلوم بود که سیاست حکومت در برخورد با مردم عوض شده و رییس جمهور این وسط هیچ کاره است اگر باور نداری به این سوالم جواب بده : آیا خاتمی این اختیار را داشت که به پایگاههای بسیج و سپاه و یا مساجد دستور دهد که نیروهایشان را از خیابانها جمع کنند ؟ چه کسی قدرت انجام این کار را داشت و دارد ؟ در دوران انتخابات این بحث خیلی مطرح بود و از طرف ستاد هاشمی رفسنجانی هم آب می خورد که اگر احمدی نژاد سر کار بیاید همه چیز بر می گردد به سالهای قبل از خاتمی و باید برای آزادیهای اجتماعی و خصوصی (مثل گرفتن جشن تولد و عروسی )هم التماس کرد ولی در عمل نشان داده شد که تمام این حرفها بحث انتخاباتی بود زیرا هنوز زنان با قیافه های قبل از انتخابات و با همان حجابهای نصفه و نیمه به خیابانها می آیند و نیروی انتظامی و آدم خورها هم کاری به کار روابط دختر و پسر ها ندارند .
اصلا همه این حرفها برای چی بود ؟ .... دیروز تو اتوبوس نشسته بودیم منتظر راننده که دیدم صدای دعوا میاد از شیشه که به بیرون نگاه انداختم دیدم انگار یه پسری مزاحم دختری شده بود و افتاده بود دنبالش ... پسر چه وضعی داشت ؟ بهتره نگم خودتون بهتر می دونید آدمهای لات که به دخترهای مردم متلک میندازند چه جوری لباس می پوشند ! دختر هم مانتوی تنگ کوتاه ، شلوار کوتاه و یه چکمه کوچیک و شالی که اگه سرش نمی کرد سنگین تر بود و آرایش غلیظ ... اگر دوران دوران آدم خورها بود ، چه رفتاری با این دختر می کردند و با آن پسر ؟  اون پسر به راه خودش ادامه میداد و دختر به جرم بد حجابی و یا احتمالا بی حجابی بازداشت می شد اما اینبار یه پسر جوون که ظاهرا بسیجی بود ، اومده بود جلو و داشت با پسر مزاحم دست به یقه میشد و زنگ می زد به پلیس 110 در حالیکه تو جیبش بیسیم هم داشت بعد با احترام دختر را راهی کرد که بره و همچین با پسر مزاحم دعوا کرد که همه فکر کردند مسئله ناموسیه !
وقتی این صحنه را دیدم و با دوران آدم خواران مقایسه کردم یاد حرف یکی افتادم که می گفت : من شده تو روز قیامت از خدا شکایت می کنم که چرا برای اینکه مردان بتوانند جلوی هوسهای خودشون را بگیرند ، زنان را مجبور کرد که جور مردان را بکشنند و همیشه حجاب داشته باشند . اگر بخواهی به حجاب با این دید نگاه کنی ، از همه مردها بدت میاد و می خوای چشمشون را از کاسه در بیاری ! اما در هر حال نزدیک شدن به انقراض نسل آدم خواران را به تمام ایرانیان تبریک می گم !

امضا : برای اولین بار ثمانه !

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 22:6  توسط خبرنگاران  |